blog.ir :: بلاگ - تاریخ: 1396/6/15 ساعت: 11:30
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشن...
برایم سیگاری روشن کن لای لبهایم بگذارو برو. در من تیمارستانی قصد شورش دارد. - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
یکی از بدترین هفتههای زندگیم رو دارم سپری میکنم. پشت سر هم خبر بد و اتفاقات بد تو کف چک اولیام که دومی میاد... در حدی که الان میخوام برم لب رود راین داد بزنم خدایا چرا من؟ چرا اینجا؟ بعد هم موسیقی بوی پیراهن یوسف پخش بشه... بعد بگم خدایا...چرا موسیقی بوی پیراهن یوسف؟ مگه این از کرخه تا راین نبود؟ بع...
آﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﻤـے ﻓﻬﻤﺪ ﮐﻪ ﺗﺎ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻋﺎﺷﻖ ﺍﺳﺖ ، ﻣﮕﺮ ﺯﻣﺎﻧـے ﮐﻪ ﺑﮑﻮﺷﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﻋﺎﺷﻖ ﻧﺒﺎﺷﺪ - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
p { margin-bottom: 0.1in; line-height: 120%; } با آدمها که هستم ، چه خوب باشند و چه بد، تمام احساساتم تعطیل و خسته میشوند ، تسلیم میشوم ، سر تکان میدهم ، تظاهر میکنم میفهمم ، چون دوست ندارم کسی را برنجانم ...این یکی از نقطه ضعفهایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده ...معمولا وقتی سعی میکنم با د...
داستان قتل را اینگونه نوشتند: دلی فریب خورده در ساحل شب در حالتی خفه شده و چاقوخورده دیده شد - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
میخواهم از این خاطره حرف بزنمحالا ولی خیلی محو است- انگار چیزی نماندهاست-خوب، سالها پیش بود، اولین سالهای بلوغ.پوستی، انگار یاسمنآن روز ماه اوت -ماه اوت بود؟-هنوز فقط میتوانم چشمها را به خاطر بیاورم: آبی، فکر میکنم، آبی بودند-بله، آبی. یک آبی کبود اوجو مهاباد
بیدارخوابی - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
نشستیمبی خیال تخمه شکستیمو پشت صحنه ی زندگی را از تلوزیون تماشا کردیمدستی بر گوش هادستی دیگر بر دهانشیر را باز کردیمآبی نبوددست دریا را قطع کرده بودنددستی بر خشکی لب هادستی دیگر بر سینهدستمان نبودعروسک های پشت ویترینعروسک های توی آرایشگاه زنانهحتی عروسک های توی خیاباندستشان شکسته بودانگشت شصتمانده ب...
salo - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
از سرو روی این فیلم کثافت و درد و رنج می بارد.پازولینی در سالو خوی حیوانی بشر را برای رسیدن به اوج لذت به تصویر میکشد . بشری غرق در مدرنیته که دیگر هیچ چیزی نمیتواند به لذت بخشیدن به زندگی به ظاهر باشکوه ولی سرشار از پوچی او کمک کند ...
خواهش میکنم مرا ببر و در این شب ِ غربت زده مرا گم کن - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
تو باید یاد بگیری سکوت رو گوش کنی. روی تخت خواب دراز بکش... چشمات رو ببند... و فقط به سکوت گوش کن... باشه؟ تو باید تصور کنی که این سکوت صدای منه، که این سکوت خود منم. میفهمی؟ همینجوری بمون و تکون نخور، این سکوتی که نوازشت میکنه خودِ منم... آروم باش... من با توام... گوش کن....
روزمرگی، قدرتی است که بیشتر ماها را سرپا نگه می دارد - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
یک روز داشتم به دنیای بدون خودم فکر میکردم.دنیایی بود که داشت کار خودش را میکرد. و من ان تو نبودم. خیلی عجیب بود. فکر کنید ماشین شهرداری بیاید و آشفال ها را جمع کندو من نباشم. یا روزنامه جلوی در افتاده باشد و من برای برداشتنش نباشم. غیر ممکن است. و بد تر یک زمانی بعد از مرگم، قرار است کامل کشف شوم. ...
جایی دیگر شاید - تاریخ: 1395/7/28 ساعت: 18:49
ﺎﻫ… ﺑﻌﻀ ﻫﺎ ﺭﻭ ﺧﻠ ﺭﺍﺣﺖ می ﺒﺨﺸ ، ﻮﻥ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭ، ﺑﺎﺯ هم ﺗﻮی ﺯﻧﺪﺖ ﺑﺎﺷﻦ ... (میلان کوندرا) عکس از استنلی کوبریک

برچسب‌های مرتبط

علت بیدارخوابی | درمان بیدارخوابی | salon centric | salons near me | salon ramsey | salomon shoes | salon lofts | شاید جایی دیگر |