جایی دیگر شاید

خرید بک لینک
بیان: تنها دارنده نشان عالی سرآمد در کشور بیان: برترین شرکت نرمافزاری ایران به انتخاب سومین دوسالانه جوایز فناوری بیان: برگزار کننده مسابقه بین المللی با حضور برنامهنویسان برتر ۱۰۳ کشور جهان بیان: برگزیده جشنواره ملی ارتباطات در محور خدمات نوین بیان: برترین ارائه دهنده سرویس وبلاگ کشور به انتخاب جشنواره ملی رسانههای دیجیتال دارنده نشان بلورین از جشنواره رسانههای دیجیتال آموزش س جایی دیگر شاید...ادامه مطلب

ما را در سایت جایی دیگر شاید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 10 تاريخ: چهارشنبه 15 شهريور 1396 ساعت: 11:30

یکی از بدترین هفتههای زندگیم رو دارم سپری میکنم. پشت سر هم خبر بد و اتفاقات بد تو کف چک اولیام که دومی میاد... در حدی که الان میخوام برم لب رود راین داد بزنم خدایا چرا من؟ چرا اینجا؟ بعد هم موسیقی بوی پیراهن یوسف پخش بشه... بعد بگم خدایا...چرا موسیقی بوی پیراهن یوسف؟ مگه این از کرخه تا راین نبود؟ بعد هم خدا با یه نا امیدی خاصی بگه:" تو هنوز مگه به من اعتقاد داری؟ .وقتی که هنگامِ پیاز خرد کردن دستات را میبری... وقتی که اتاق مرتب کردنات ساعتها طول میکشد ... وقتی که اسبابکشیای که یک روز کار دارد یک ماه طول میکشد... وقتی که وسطِ یک درد و دل ناگهان جایی دیگر شاید...ادامه مطلب

ما را در سایت جایی دیگر شاید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 18:49

p { margin-bottom: 0.1in; line-height: 120%; } با آدمها که هستم ، چه خوب باشند و چه بد، تمام احساساتم تعطیل و خسته میشوند ، تسلیم میشوم ، سر تکان میدهم ، تظاهر میکنم میفهمم ، چون دوست ندارم کسی را برنجانم ...این یکی از نقطه ضعفهایم است که بیشترین مشکل را برایم درست کرده ...معمولا وقتی سعی میکنم با دیگران مهربان باشم روحم چنان پاره پاره میشود که به شکل ماکارونی روحانی در میآید!کرکرهی مغزم پایین میآید ، گوش میکنم ، جواب میدهم... و آنها احمقتر از آنند که بفهمند من آنجا نیستم!چارلز بوکفسکی جایی دیگر شاید...ادامه مطلب

ما را در سایت جایی دیگر شاید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 6 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 18:49

میخواهم از این خاطره حرف بزنم
حالا ولی خیلی محو است- انگار چیزی نماندهاست-
خوب، سالها پیش بود، اولین سالهای بلوغ.

پوستی، انگار یاسمن
آن روز ماه اوت -ماه اوت بود؟-
هنوز فقط میتوانم چشمها را به خاطر بیاورم:
آبی، فکر میکنم، آبی بودند-
بله، آبی.
یک آبی کبود

اوجو مهاباد

جایی دیگر شاید...

ما را در سایت جایی دیگر شاید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 18:49

نشستیمبی خیال تخمه شکستیمو پشت صحنه ی زندگی را از تلوزیون تماشا کردیمدستی بر گوش هادستی دیگر بر دهانشیر را باز کردیمآبی نبوددست دریا را قطع کرده بودنددستی بر خشکی لب هادستی دیگر بر سینهدستمان نبودعروسک های پشت ویترینعروسک های توی آرایشگاه زنانهحتی عروسک های توی خیاباندستشان شکسته بودانگشت شصتمانده بار به خودمان برگشتازدواج برای الکی هاو فروش همگانی حلقه برای گردن آویزگفتیمظاهرا ما خوشبختیماسلحه ای خیابان را اجاره کرده بودبایدقصر کافکا را آتش می زدیمو دیگرحق دلقک بازی با هاینریش بل را نداشتیمخیامشیمبورسکا شاملوخطرناک تر از تریاک توصیه شده ب جایی دیگر شاید...ادامه مطلب

ما را در سایت جایی دیگر شاید دنبال می‌کنید

برچسب: بیدارخوابی,علت بیدارخوابی,درمان بیدارخوابی, نویسنده: بازدید: 9 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 18:49

صفحه بندی