داستان قتل را اینگونه نوشتند: دلی فریب خورده در ساحل شب در حالتی خفه شده و چاقوخورده دیده شد

خرید بک لینک

میخواهم از این خاطره حرف بزنم
حالا ولی خیلی محو است- انگار چیزی نماندهاست-
خوب، سالها پیش بود، اولین سالهای بلوغ.

پوستی، انگار یاسمن
آن روز ماه اوت -ماه اوت بود؟-
هنوز فقط میتوانم چشمها را به خاطر بیاورم:
آبی، فکر میکنم، آبی بودند-
بله، آبی.
یک آبی کبود

اوجو مهاباد

جایی دیگر شاید...

ما را در سایت جایی دیگر شاید دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: چهارشنبه 28 مهر 1395 ساعت: 18:49

صفحه بندی